الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
170
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
خودش را به صورت قضيه مطلقه از قول امام عليه السلام به ديگران انتقال مىدهد . 7 . ايجاد تحريف و تغيير در كلام امام عليه السلام از سوى مغرضان . زيرا هميشه افراد مغرض و معاند و منافقى حتّى در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله بودهاند كه در احاديث تحريف ايجاد مىكردند . چنانچه در روايتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود : « كثرت علىَّ الكذّابة » « 1 » و جاى ديگر فرمود : « من قال علىّ ما لم اقُل فليتبوّأ معقده من النّار ؛ هركس به من چيزى را كه نگفتهام نسبت دهد جايگاه او در آتش خواهد شد » « 2 » و در تاريخ روايات از افرادى همچون مغيرة بن سعيد و أبو الخطاب نام برده شده « 3 » كه به خاطر دست كارى در احاديث و ترويج تحريف در ميان مردم مذمّت شدهاند . « 4 » 8 . وجود احكام موقّت حكومتى . همانند آنچه در وجوب زكات در مورد استر در زمان امير مؤمنان عليه السلام آمده بود ولى پس از آن زمان اين حكم حكومتى پايان يافت . چگونگى استنباط از فعل معصوم عليه السلام : از آنجا كه الفاظ در دلالت بر معانى ، گوياتر از افعال هستند و سريعتر مقاصد را به مخاطب منتقل مىكنند ، لذا امر و نهى لفظى صادر از معصوم عليه السلام ، ظهور در وجوب و حرمت دارد و اين گونه ظهورات قابل استناد است ولى آيا فعل معصوم مانند امر او ظهور و دلالت بر وجوب دارد ؟ و آيا ترك عمل از سوى معصوم دلالت بر حرمت دارد ؟ به يقين فعل معصوم عليه السلام بر بيش از جواز ( عدم حرمت ) دلالتى ندارد . انجام يك عمل توسط معصوم عليه السلام فقط دال بر اين است كه اين كار حرام نيست ، امّا وجوب را نمىتوان از آن استفاده كرد ؛ همانگونه كه ترك يك كار نيز تنها بر عدم وجوب دلالت دارد نه بر حرمت آن . « 5 » مگر اينكه قرينهاى موجود باشد كه فعل دلالت بر وجوب كند مانند آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله يا امام عليه السلام كارى را به قصد تعليم حكم يا عبادتى به مردم ، انجام دهد ؛ يا مانند فعل و ترك مستمر معصوم عليه السلام كه بعضى آن را دليل بر وجوب يا حرمت دانستهاند . اگر گفته شود : فعل پيامبر صلى الله عليه و آله دلالت بر وجوب مىكند ، زيرا در قرآن تأسّى به پيامبر صلى الله عليه و آله در فعلى كه او انجام مىدهد واجب شده است ، هر چند آن فعل بر شخص پيامبر واجب نباشد « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ » . « 6 » در جواب مىگوييم : « تأسّى » چنين تعريف شده « أن تفعل مثل فعله صلى الله عليه و آله على وجهه من أجل فعله صلى الله عليه و آله » « 7 » تأسّى به پيامبر آن است كه همانند كار او را انجام دهيم با همان نيّتى كه او انجام داده است پس اگر
--> ( 1 ) . غيبت نعمانى ، ص 76 ؛ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 393 ؛ كنز العمّال ، ج 16 ، ص 555 . ( 2 ) . كنز العمّال ، ج 10 ، ص 295 . ( 3 ) . رجال كشّى ، ص 146 . ( 4 ) . تعارض الادلّة الشرعيّة ، ص 42 - 28 . ( 5 ) . اصول الفقه ، ج 2 ، ص 63 . ( 6 ) . احزاب ، آيهء 21 . ( 7 ) . شرح المعالم ، ج 2 ، ص 390 .